شعر یا علی

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت - به مجنونی رسیدم یا علی گفت

 

مگر این وادی دارالجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

 

نسیمی غنچه ای را باز میکرد - به گوش غنچه آندم یا علی گفت

 

خمیر خاک آدم چون سرشته - چو بر میخاست آدم یا علی گفت

 

مسیحا هم دم از اعجاز میزد - زبس بیچاره مریم یا علی گفت

 

مگر خیبر زجایش کنده میشد - یقین آنجا علی هم یا علی گفت

 

علی را ضربتی کاری نمیشد - گمانم ابن ملجم یا علی گفت

 

دلا باید که هردم یا علی گفت - نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

 

که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت

 

محمد در شب معراج بشنید - ندایی آمد آنهم یا علی گفت

 

پیمبر در عروج از آسمانها - بقصد قرب اعظم یا علی گفت

 

به هنگام فرو رفتن به طوفان - نبی الله اکرم یا علی گفت

 

به هنگام فکندن داخل نار - خلیل الله اعظم یا علی گفت

 

عصا در دست موسی اژدها شد - کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

 

کجا مرده به آدم زنده میشد - یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

 

علی در خم به دوش آن پیمبر - قدم بنهاد و آندم یا علی گفت

/ 2 نظر / 3 بازدید
داود

سلام سامان وبلاگ خوب و پر محتوایی داری ، در ضمن سلیقه ات هم خیلی خوبه . مبارک باشه . [چشمک]

پارسا

سلام دوست عزیز وبلاگت خیلی خوبه مخصوصا شعر یاعلی من که واقعا لذت بردم امیدوارم موفق باشی